تبلیغات
غربت مهدی(عج) - دلم تاتهش سوخت...

برای عاشقی...

 
 
دلم تاتهش سوخت...
نظرات |

دلم میخواست سرموبکوبم به دیواروقتی این مطلبوخوندم.

مثل هر غروب جمعه با یک بغل پرونده از اتاق آقا ، زد بیرون و سرش پایین بود.

باکنجکاوی تمام پرسیدم:

" اینهمه پرونده!! چطور بود؟؟

نظرشون چی بود؟؟"

نگاهی بهم کرد و در حالی که با سر،به اتاق اشاره میکرد، آرام گفت:

"مگه صدای گریه آقارو نمیشنوی؟؟"

 __________________________________________________________

کلیک کنید



مرتبط با : مذهبی
برچسب ها : مهدی-حضرت مهدی-امام عصر-امام زمان-حضت مهدی-امام مهدی-منتظران-ظهور-ظهورمنجی-مهدی بیا-مطلب دردناک-مطلب جنجالی امام زمان-
نویسنده : من
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1391
زمان : 12:16 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ